تبليغاتX
آخه بابا پیرت بسوزه عاشقی

آخه بابا پیرت بسوزه عاشقی

به نام هستی

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آبان 1384ساعت 9:26 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

یادت میاد...

چی شد من عاشقت شدم                      بدون اینکه بذاری سواره قايقت شدم

به چشم تو فقط يه ديوونه بودم               يا مثله يه مرغ غريب دنباله يه دونه بودم

عمر من وقت تو پنجره بود                       يه روزچشمت افتاد به من این بهترين خاطره بود

مردم مارو به هم ديگه نشون دادن          جز ما تموم عاشقا از چشم مجنون افتادن

دل تو رو يکی يه جايی برده بود               اونوقت دل من خودشو به چشم تو سپرده بود

يه روز واست شاخه گلی خريده بودم      عصر همون روز تو رو با ديگری ديده بودم

حتی يه بار دلت واسه دلم نسوخت         چشات يه بار نگاهشو به چشم عاشقم ندوخت

جواب تو يه خنده ساختگی بود                شايدمقصر نبودی حرف مال خستگی بود

گفتی بايد به دوريت عادت کنم                 بايد تو روياهام به تو بازم محبت کنم

من که به خاطرت چه حرفا شنيدم              تو گفتي اين کارا چيه من که هنوز نفهميدم

تو رفتی و به آرزوهايت رسيدی                     به سادگی رو روياهام يه خط قرمز کشيدی

                                            اگرچه يادت نمياد

                                           اما می خوام دعات کنم

                                           بر نميگردی ولی... 

                                          "بازم ميخوام صدات کنم"

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 11:1 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

وقتي كه گريه ميكنم تو را در ميان اشكهايم ميبينم ٬ ولي اشكهايم را پاك ميكنم تا كسي تو را نبيند

----------------------------

افسوس...
آن زمان که باید دوست بداریم کوتاهی میکنیم        
آن زمان که دوستمان دارند لجبازی میکنیم
و بعد...
برای آنچه از دست رفته آه میکشیم

-----------------------------

حرفي را بزن كه بتواني آن را بنويسي
چيزي را بنويس كه بتواني زير آن را امضا كني
چيزي را امضا كن كه بتواني پاش بايستي

-----------------------------

اگر بهترين دوست نيستی لااقل بهترين دشمنم باش

اگر غمخوارم نيستی لااقل بزرگترين غمم باش

هرچه هستی هميشه بهترين باش

چون بهترينها هميشه در ياد خواهند ماند

پس در بدترين خاطراتم ٬ بهترين باش

----------------------------

ازم پرسيد ي: من را بيشتر دوست داري يا زندگيت را ؟
گفتم : زندگيم را . قهر كردي و رفتي ؛ اما نميدانستي كه خودت همه زندگي من هستي

----------------------------

چه قدر سخته تو تابستون با غريبی آشنا شی

يا اينکه وقتی بهار شه يه جوری ازش جدا شی

چه سخته بی بهونه ميوه کال رو چيدن

به خدا کم غصه ای نيست چند روزی تو رو نديدن

چه سخته اون کسی که ميگفت واسه چشات ميمره

بره و ديگه سراغی از تو و چشات نگيره

----------------------------

گفتی تا آخر دنيا با تو هستم ٬ حالا ميفهمم که چرا همش ميگفتی دنيا دو روزه

----------------------------

تو يه لحظه مي شه يكي رو خورد كرد

تو يه ساعت ميشه يكي رو دوست داشت

اما يك عمر طول ميكشه تا بتوني يكي رو فراموش كني

----------------------------

عشق جوشش كور است و پيوندي از سر نابينايي ؛ اما دوست داشتن ٬ پيوندي است خود آگاه ٬ آرزوي بصيرت روشن و زلال

----------------------------

انسان بايد سرنوشت خود را انتخاب كند نه اينكه آن را بپذيرد

----------------------------

هرگز نمي توانيم بلند تر از اوج انديشه خود پرواز كنيم

----------------------------

تموم فالهای دنيا هم که بگن نميای

من چشم از جاده برنمی دارم

من می دونم که يه روزي

حتی اگه منم نباشم

تو ميای

--------------------------

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم مهر 1384ساعت 10:51 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و پنجم مهر 1384ساعت 0:1 قبل از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

تقدیم به تو ...

بیش از عشق بر تو عاشقم

                                         

 

ناممکن است که احساس خود را نسبت به تو

 با واژه ها بیان کنم

این سرشارترین و والاترین احساساتی هستند که تا کنون داشته ام

با این همه هنگامی که می خواهم اینها را به تو بگویم و یا بنویسم

واژه ها حتی نمی توانند ذره ای از ژرفای احساساتم را بیان کنند .

گرچه نمی توانم جوهر این احساسات شگفت انگیز را بیان کنم

فقط می توانم بگویم آن گاه که با توام چه احساسی دارم ...

 

آن گاه که با توام

احساس پرندایی را دارم که آزاد و رها در آسمان آبی پرواز می کند

آن گاه که با توام

چو گلی هستم که گلبرگهای زندگی را شکوفا می کند

آن گاه که با توام

چون امواج دریا هستم

که توفنده و سرکش بر ساحل می کوبند

آن گاه که با توام

رنگین کمانی پس از توفانم

که پرغرور رنگهایش را نشان می دهد

آن گاه که با توام

گویی هر آنچه که زیباست ما را در برگرفته

 

این ها تنها ذره ای نا چیز از احساس والای با تو بودن است

شاید واژه ی « عشق »   را ساخته اند

تا احساسی چنین عمیق و هزاران سو را بیان کند

اما باز هم این واژه کافی نیست

با این همه چون هنوز بهترین است

بگذار بگویم و باز بگویم

بیش از عشق بر تو عاشقم        هستي

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 11:45 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

به چشمانت قسم

 

عاشق چشم خمارت

منم همون دلدار همیشگی مست چشم خمارت

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 10:27 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

اینه یه عشق واقعی

یه عشقه واقعی
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 10:25 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

مي‌تونم تو لحظه‌هاي بي‌كسيت، واسه تو مرحم تنهايي باشم

 

مي‌تونم با يه بغل ياس سفيد، تو شبات عطر ترانه بپاشم

 

مي‌تونم از آسمون قصه‌ها، واسه تو صد تا ستاره بچينم

 

مي‌تونم حتي اگه دلت نخواد، واسه تو روزي هزار بار بميرم

 

مي‌تونم با يه سلام گرم تو، تا ابد زندگي‌مو آبي كنم

 

مي‌تونم رو شونه‌هاي نرمت، دردامو با هق‌هقم خالي كنم

 

مي‌تونم با تو به هر جا برسم، توي خواب اسمتو فرياد بزنم

 

 

مي‌تونم قصه‌ي ديوونگيمو، توي كوچه‌هاي شهر داد بزنم

 

مي‌تونم تا به هميشه پا به پات، توي هر قصه كنارت بمونم

 

 

مي‌تونم زير پر ستاره‌ها، واست از ليلي ومجنون بخونم

 

مي‌تونه نگاه مهربون تو، منو تا مرز شقايق ببره

 

 

مي‌تونه قشنگي برق چشات، منو از ياد حقايق ببره

 

 

مي‌تونه دستاي تو رو شونه‌هام، خبر از يك شب يلدا رو بده

 

 

مي‌تونه بوسه‌ي تو رو گونه‌هام، واسه من نويد فردا روبده

 

مي‌تونه صداي گرم خنده‌هات، همه قصه‌هامو رؤيايي كنه

 

 

مي‌تونه گرماي مهربونيهات، همه زندگيمومهتابي كنه

 

مي‌تونه وجود سرد و خستمو، شوق ديدار تو مبتلا كنه

 

 

مي‌تونه حس غريب بودنت، درداي زندگيمو دوا كنه

 

مي‌توني توخستگي‌هاي تنت، به من و شونه‌ي من تكيه كني

 

 

مي‌توني با يه نگاه زير چشم، دل كوچيكمو ديوونه كني

 

مي‌تونن رازقي‌ياي باغچه‌مون، تا هميشه بوي دستاتو بدن

 

 

مي‌تونن حتي اگه خودت نگي، واسه من از عشق تو خبربدن

 

مي‌تونن همه تو اين شهر بزرگ، منو ديوونه‌ي عشقت بدونن

 

 

بذاراز اينجا به بعد مردم ما، منو مجنون تو شعرا بخونن

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و چهارم مهر 1384ساعت 9:33 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

تقدیم به تو که تنها با صدایت من را به رویاهایم رساندی

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 6:23 قبل از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

میگن آدم برای رسیدن به عشقش باید از تموم دنیا بگذره

ولی تو که تموم دنیای منی چطور از تو بگذرم ؟!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 6:17 قبل از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

تقدیم به عزیزم . تا آخرین لحظه که چشم هایم به این جهان باز باشد دوستت دارم

دوستت دارم

                   عاشقانه                                                                   

                                   عارفانه

                                                   بی بهانه

دوستت دارم

                    باصداقت

                                    بی نهایت

                                                    تا قیامت

اگر كلمه دوستت دارم قيام عليه بندهاي ميان من و توست

اگر كلمه دوستت دارم نمايشگر عشق خدايي من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم راضي كننده و تسكين دهنده قلبهاست

اگر كلمه دوستت دارم پايان همه جدايي هاست

اگر كلمه دوستت دارم نشانگر اشتياق راستين من نسبت به توست

اگر كلمه دوستت دارم كليد زندان من و توست

پس با تمام وجود فرياد ميزنم

                                  

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم مهر 1384ساعت 6:13 قبل از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

          
    
    
 
 
 
 
 
 
 
 
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 6:59 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

اسم زیبای تو رو خال زدم در بدنم تا که محفوظ بماند بدنت در بدنم( دوستت دارم هستی جون )

همیشه اسم تو بوده اول و آخره حرفام
بس که اسم تو رو خوندم بوی تو رو داره نفسهام
عطر خرفای قشنگت عطر یک صحرا شقایق
تو همون شرمی که از اون
سرخه گونه های عاشق
من و گنجشکای خونه
دیدنت عادتمونه
به هوای دیدن تو
پر می گیرم از تو لونه
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم شهریور 1384ساعت 6:29 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

دوستت دارم

دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌
دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌
دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دو
ستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوست
ت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌
دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌د
ارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوس
تت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌د
وستت‌دارم‌دوستت‌دار
م‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌
دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دا
رم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌دوستت‌دارم‌

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم شهریور 1384ساعت 3:53 بعد از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  | 

روزگار تلخیست نازنین

چگونه تو را دوست دارم ؟

بگذار تا بشمرم.

من تو را به عمق وطول وعرضی دوست دارم٬

که روحم قادر است به آن برسد.

 

 

 

 

 

 

 

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم مرداد 1384ساعت 7:11 قبل از ظهر  توسط مصطفی سوخته عشق  |